جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


شاخص هاي اصلي اخلاق مديريتي
-(12 نفر) 
شاخص هاي اصلي اخلاق مديريتي
بازدید 413
گروه: دنياي فن آوري
اخلاق و مکارم اخلاقي، از عوامل اساسي سعادت بشر در زندگاني مادي و معنوي است و زمينه­هاي تحکيم پيوندهاي اجتماعي را فراهم مي‌آورد. نقش مکارم اخلاقي در زندگي اقوام و ملت­ها چنان است که اگر آن را عامل ماندگاري و تداوم حيات انساني و اجتماعي به شمار آوريم، مبالغه نکرده‌ايم.
مطالعه تاريخ نشان مي‌دهد يکي از مهم­ترين علل پيروزي­ها يا شکست­ها و ناکامي­هاي ملت­هاي گذشته، «عامل اخلاق» بوده است. ملت­هايي که در چارچوب قواعد اخلاقي حرکت کرده‌اند، همواره سربلند بوده‌اند و ملت­هايي که در آنها فضيلت­هاي اخلاقي قرباني صفات شيطاني شده است، جز فروپاشي و نابودي فرجامي نداشته‌اند. ازاين‌رو، فلسفه بعثت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ، تکميل مکارم اخلاق دانسته شده است.1 انبيا را مي‌توان پايه‌گذاران نهضت اخلاقي در جهان دانست؛ زيرا آنها در طول تاريخ براي تربيت و سازندگي انسان­ها، اصول و ضوابط اخلاقي را ارائه دادند و با پاک­سازي انديشه­ها و تطهير دل­ها، آلودگي­ها و کدورت­ها را از سطح جامعه زدودند.2
همان­گونه که جامعه به عنوان يک تشکيلات گسترده و هماهنگ، نيازمند اخلاق است و بدون اخلاق، به تباهي کشيده مي‌شود، سازمان نيز به عنوان يک اجتماع کوچک­تر، از اخلاق بي‌نياز نيست. نقش اخلاق در سازمان­ها در برانگيختن انگيزه‌ها و در هماهنگ­سازي واحدها و سرعت بخشيدن به کارها و به طور کلي، در سلامت سازمان انکارناپذير است.
مديري که به اخلاق مديريتي آراسته نباشد، نمي‌تواند بار سنگين مسئوليت اداره سازمان را به دوش بکشد و نابساماني­ها را سامان بخشد. قرآن کريم يکي از عوامل موفقيت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله را در مديريت، اخلاق نيک پيامبر مي‌داند و تصريح مي­کند: «اگر تندخو و سخت­دل بودي، هر آينه مردم از پيرامونت پراکنده مي‌شدند».(آل عمران: 159)
چه بسيارند مديراني که با داشتن ويژگي­هايي همچون قاطعيت، تخصص، قدرت و آگاهي­هاي لازم در سطحي بالا قرار داشته‌اند، ولي به سبب رعايت نکردن موازين اخلاقي در حوزه مديريت، موفقيت لازم را به­دست نياورده و ناکام شده‌اند.
در اينجا به برخي از مهم­ترين شاخص­هاي اصلي اخلاق مديريتي با بهره‌گيري از مديريت علوي مي‌پردازيم:

1. عيب‌پوشي
 

بي­گمان، همه انسان­هاي شاغل در يک سازمان، يکسان نيستند و بنابر اصل تفاوت­هاي فردي، از نظر روحيه، استعداد و توانايي­هاي جسمي و فکري با يکديگر متفاوتند. کمبودهاي تربيتي و نارسايي­هاي فرهنگي و فکري، بسياري از کاستي­ها و عيب­ها را در افراد پديد مي­آورد که جبران خسارت­هاي ناشي از آن چه بسا به سادگي امکان­پذير نباشد. نکته مهم در اين زمينه، شيوه برخورد مدير با عيب­ها و نارسايي­هاي کارکنان است. مدير بايد از آشکار کردن عيب همکاران خود که زمينه شکستن روحيه و شخصيت آنان را فراهم مي‌سازد، بپرهيزد؛ زيرا افشاي عيب­هاي همکاران و کارکنان نه تنها دردي را دوا نمي‌کند، بلکه همواره محيط کار را نيز افسرده مي­سازد.
امام علي(ع) در منشور مديريتي خويش خطاب به مالک اشتر مي‌فرمايد:
اي مالک، همانا مردم عيب­هايي دارند که سزاوارترين افراد براي پوشاندن آن عيب، حاکم و مدير جامعه است. درصدد کشف عيب­هاي پنهاني مردم مباش، بلکه وظيفه داري که آنچه بر تو آشکار است، اصلاح کني و آنچه را از تو پنهان است، خداوند درباره‌اش حکم خواهد کرد. پس تا بدانجا که مي‌تواني عيب­هاي مردم را بپوشان تا خداوند عيب­هايي را که دوست مي‌داري براي مردم فاش نگردد، همچنان پنهان بدارد.3
گاه تأثير زبان کنايه به مراتب از زبان تصريح بيشتر است و مدير با کنايه، بهتر مي‌تواند افراد را به عيب­هايشان متوجه سازد. حضرت ‌علي(ع) دراين‌باره مي‌فرمايد: «اگر لغزش شخص عاقل با کنايه بيان شود، به مراتب براي او از سرزنش صريح، دردناک­تر است».4

2. پاي‌بندي به ضوابط
 

مدير در هر سازمان بايد پاي­بندترين فرد به اصول، ضوابط و مقررات سازماني باشد و همکاران و کارمندان خويش را نيز به رعايت اين مهم فرابخواند. اين اصل بر عدالت و انصاف استوار است و به قوام سازمان مي­انجامد؛ زيرا سازماني ‌که در آن, روابط، باندبازي­ها و پارتي‌بازي­ها جاي ضوابط و رعايت اصول و مقررات را بگيرد، نمي‌تواند در مسير کمال و تعالي سير کند و به سرمنزل مقصود برسد.
در مديريت اسلامي، از برتري بخشيدن خواص و نزديکان بر ديگران به شدت انتقاد شده است. ائمه معصومين‌(ع) هم خود از اين ‌کار به شدت پرهيز مي‌کردند و هم ديگران به ويژه کارگزاران حکومتي را از اين‌ کار باز مي­داشتند.برخورد حضرت نوح(ع) با فرزندش، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله با عمويش, ابولهب و اميرالمؤمنين علي(ع) با برادرش، عقيل، نمونه­هاي روشن تاريخي در اين زمينه است.
امام علي(ع) در نامه خود خطاب به مالک اشتر مي‌فرمايد:
هيچ­کس براي رئيس و مدير در هنگام رفاه و آساني، گران­بارتر و در هنگام گرفتاري، کم‌ياري‌‌کننده‌تر و در هنگام اعمال انصاف و عدالت، ناراضي‌تر و هنگام درخواست، پراصرارتر و هنگام بخشش، کم‌سپاس‌تر و هنگام پيش آمدن سختي‌هاي روزگار در شکيبايي و استقامت، سست‌تر از خواص نيست.5
سپس «مسئولان، نزديکان و خويشاونداني را که به خودسري و گردن­کشي و درازدستي و کمي انصاف خو گرفته‌اند»،6 به عنوان خواص معرفي مي­فرمايد. آن‌گاه به مالک سفارش مي‌کند:
مبادا امتيازات ويژه را به خواص بدهي؛ زيرا سود و منافع اين امتيازات ويژه، براي خواص مي‌ماند و عيب و سرزنش آن در دنيا و آخرت براي تو... حق را چون شايسته است, اجرا کن؛ چه در مورد نزديکان و چه در مورد افراد دورتر، و در اجراي حق، استقامت کن؛ اگرچه به زيان خود و خويشان باشد. 7

3. وفاي به عهد
 

يکي از عالي­ترين ويژگي­هاي زيباي انسان، تعهد در برابر وعده‌ها و وفاي به عهد و پيمان­هاست. اين ويژگي، براي ادامه زندگي و رشد و موفقيت انسان ضروري است. ازاين‌رو، فطرت انسان از وفاداري، لذت مي‌برد و از پيمان‌شکني و نقض عهد بيزار است.
در اجتماعي که قراردادهاي مختلف اجتماعي شکسته شود و افراد آن جامعه در برابر پيمان­ها، احساس مسئوليت نکنند، هرج و مرج حکم­فرما خواهد شد و زندگاني در آن ناممکن مي­شود. از نظر اسلام، وفاي به عهد و پيمان, چنان اهميت و جايگاهي دارد که خداوند آن را از نشانه‌هاي مؤمنان برمي­شمارد8 و بندگانش را به رعايت آن فرامي‌­خواند. همچنين پيامبر‌ اکرم صلي الله عليه و آله ،‌ شرط دين­داري را وفاي به عهد مي­داند9 و اميرمؤمنان علي(ع) نيز وفاي به ‌عهد و پيمان را از نشانه‌هاي‌ دين­داران برمي­شمارد. 10
عامل مؤثري که در ايجاد اعتماد و آرامش، نقش بسزايي دارد، وفاي به عهد و پيمان­هاست. مي­توان گفت هيچ عاملي در شکستن شخصيت مدير و بي‌اعتمادي به او همانند بي‌توجهي به وعده‌ها و زير پاگذاشتن پيمان­ها نيست. مديري که به وعده‌هاي خويش‌ وفا نمي‌کند، بذر بي‌اعتمادي، نفاق و دروغ­گويي را در محيط کارش مي‌پراکند و افزون بر حيثيت و اعتبار خود، پايه‌هاي سازمان را نيز سست مي‌سازد. به قول حافظ:
هر که در مزرع دل، تخم وفا سبز نکرد
زرد رويي کشد از حاصل خود وقت درو
برخي از خسارت­ها و زيان­هاي ناشي از خوي زشت پيمان‌شکني در محيط کار, عبارتند از:
ـ از ميان رفتن اعتماد و اطمينان؛
ـ حاکم شدن اضطراب، ناآرامي و بي‌ثباتي؛
ـ کاهش صفا و صميميت در روابط افراد؛
ـ افزايش روحيه نفاق و دورويي که نتيجه تضاد ميان گفتار و کردار است؛
ـ هدر دادن عمر و وقت افراد و نابودي سرمايه‌هاي مادي و معنوي سازمان.
امام علي(ع) در نامه خود به مالک اشتر، وفاي به عهد را از مهم­ترين فريضه­هاي الهي در اجتماع بشري برمي‌شمارد و حتي شکستن پيمان در برابر دشمنان را نيز جايز نمي­داند:
و هرگاه ميان خود و دشمنت پيماني برقرار ساختي و لباس امان بر او پوشاندي، به پيمان خود وفادار باش و تعهدت را به نيکي رعايت کن و خويش را در نگهباني از پيمان، سپر قرار ده؛ زيرا هيچ امري از واجبات خدا، در جامعه بشري، با همه خواسته‌هاي گوناگون و پراکندگي انديشه‌ها، مهم­تر از وفاداري به پيمان­ها نيست. حتي مشرکان هم پيش از مسلمانان، وفاي به عهد را بر خود لازم مي‌دانستند؛ چون آينده ناگوار و نتيجه شوم پيمان‌شکني را آزموده بودند. پس هرگز پيمان‌شکن مباش و در عهد خود، خيانت مکن.11
کلام خود خداوند ودود امر فرموده است «اوُفُوا بِالْعُقُود»
گر نداري خوي ابليسي، بيا باش محکم بر سر عهد و وفـا12

پي‌نوشت‌ها:
 

1. حويزي، تفسير نور الثقلين، قم، مؤسسه اسماعيليان، 1358، ج 5، ص 392.
2. نگرشي بر مديريت اسلامي، ص 184.
3. نهج البلاغه، نامه 53.
4. غررالحکم و دررالکلم، ص 287.
5. نهج البلاغه، نامه 53.
6. همان.
7. همان.
8. مؤمنون: 8.
9. بحارالانوار، ج 72، ص 198.
10. سفينه البحار، ج 2، ص 675.
11. نهج البلاغه، نامه 53.
12. مثنوي مولوي.
 

منبع:خبرگزاري فارس
ارسال توسط کاربر محترم سايت :hasantaleb
اضافه کردن نظر
نام:
پست الکترونيک:
نظرات کاربران:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس