جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


آيا مى‏توانم شاد باشم؟
-(0 نفر) 
آيا مى‏توانم شاد باشم؟
بازدید 544
گروه: دنياي فن آوري
شادى و نشاط، چه نسبتى با دين دارد؟ آيا دين شادابى را تقويت مى‏كند يا سبب ركود و خمود آن است؟
با توجه به منابع دينى، يعنى قرآن و سيره پيشوايان معصوم، دين اسلام موافق نشاط و شادى بوده، علاوه برآن كه آدمى را از تنبلى رهانده، سرزنده و سر حال مى‏سازد؛ البته اين شادى، افراطى و تفريطى نبوده، بلكه درچارچوب نگاه تعديلى قابل رهيابى است. توضيحات ذيل مدعا و پاسخ فوق را روشن و مدلّل مى‏سازد:
1. هدف زندگى؛ بر اساس تصوير و تفسيرى كه اسلام از انسان ارائه مى‏نمايد، هدف، غايت، فرجام و آرمانى كه اسلام براى بشر ترسيم كرده است، فقط خداست. هدف از زيستن آدمى در اين دنيا، بازگشت مختارانه و آزادانه او به اصل خويش است و اين عبارت از حركت، صعود و بازگشت به سوى خداوند است. به بيان ديگر، انسان تنزل يافته، بايد تلاش كند تا دوباره خود را پاك گرداند و در واقع در پرتو پيروى از انبياء و ائمه(عليهم السلام) و عمل به هدايت‏ها و تعاليم آنان است كه آدمى مى‏تواند به اصل خويش كه همان حاكميت روح توحيد و خدايى شدن است، دست يازد.1
2. اسلام و نيازهاى اساسى انسان؛ بهترين آيين‏ها آن است كه با طبيعت آدمى و سازمان آفرينش او سازگار بوده، نيازمندى‏هاى طبيعى و فطرى اش را برآورد؛ در غير اين صورت، نه قابل عمل است و نه مى‏تواند آدمى را خوشبخت و سعادت‏مند سازد. تعاليم اسلام به دليل توجه به اين نيازها و متناسب بودنش با فطرت آدمى است كه توانست از محدوديت جزيرةالعرب خارج گشته، جهان اسلام را در اقصى‏نقاط دنيا شكل دهد2. به گفته علامه طباطبايى، اسلام، نه انسان را از نيروها غرايز و خواسته‏هايش محروم مى‏كند و نه همه توجه را به تقويت جنبه‏هاى مادى معطوف مى‏دارد؛ نه او را از جهانى كه در آن زندگى مى‏كند، جدا مى‏سازد و نه او را بى‏نياز از دين و شريعت به حساب مى‏آورد.3
3. شادى و نشاط يك ضرورت و نياز؛ از شادى تعاريف گوناگونى، مانند «احساس مثبتى كه از حس ارضاى پيروزى به دست مى‏آيد»؛4 «مجموع لذت‏هاى منهاى درد»5 «حالتى كه در فرآيند نيل به علاقه‏ها در آدمى به وجود مى‏آيد»،6 ارائه شده است. اين پديده هر چند از زواياى گوناگونى تعريف و تشريح شده است، ولى به اتفاق انديشمندان يك ضرورت و نياز اساسى انسان به شمار مى‏آيد؛ چه كسى را مى‏توان يافت كه مدعى باشد نيازمند به شادى نيست؟ اصلاً اساس جهان هستى و پديده‏هاى آن به گونه‏اى طراحى شده‏اند كه در آدمى شادى ايجاد كنند. بهار با طراوت، صبح پر لطافت، طبيعت با ظرافت، آبشارهاى زيبا، گل‏هاى رنگارنگ، ديدار دوستان، ازدواج و پيوند دو انسان و...، همه شادى آور و مسرّت خيز است. از آن جا كه شادى، ناكامى، نااميدى، ترس و نگرانى را از آدمى دور مى‏سازد، روان‏شناسان به ايجاد و تثبيت آن در انسان دستور اكيد داده‏اند و اين همه حكايت گر اين حقيقت است كه شادى نياز اساسى و ضرورى مى‏باشد.7
4. عوامل شادى و نشاط؛ باكندوكاو در نظريات و گفته‏هاى دانشمندان و متون معتبر، مى‏توان موارد ذيل را در زمره عواملى بر شمرد كه حالت شادى و نشاط را در انسان پديد مى‏آورند: 1. ايمان. 2. رضايت و تحمل. 3. پرهيز از گناه. 4. مبارزه با نگرانى. 5. تبسم و خنده. 6. مزاح و شوخى. 7. بوى خوش. 8. خود آرايى. 9. پوشيدن لباس‏هاى روشن. 1. حضور در مجالس شادى. 11. ورزش. 12. اميد به زندگى. 13. كار و تلاش. 14. سير و سفر. 15. تفريح. 16. تلاوت قرآن. 17. تفكر در آفريده‏هاى خداوند. 18. صدقه دادن. 19. نگاه كردن به سبزه‏ها و... .8
چهار چيز هر آزاده را زِ غم بخرد
تن درست و خوىِ نيك و نام نيك و خرد
هر آن كه ايزدش اين چهار روزى كرد
سزد كه شاد زِيَد شادمان و غم نخورد9
اضافه کردن نظر
نام:
پست الکترونيک:
نظرات کاربران:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس